یه تولد دیگه - تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 2:16
محمدم و داداش حمیدم تولدتون مبارک.....
من هنوزم .... - تاریخ: 1398/11/24 ساعت: 4:06
سلام محمدم...تو هنوز عزیز دل منی میدونی اینو؟میدونی چقدر چک میکنم اینجا رو ولی دریغ از یه خبر.....محمد آذر ۹۴ رو یادته؟ شب چله بود که از آموزشی برگشتین تو قطار هم با تو حرف زدم و هم با داداش حمید..یاد
عمر گران میگذرد - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 17:52
3 سال پیش برای دومین بار تو یه همچین روزی پیدات کردم از طریق همین وبلاگ.....
باز این چه شورش است ؟ - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 17:52
عاشق حضرت ابوالفضلی همیشه یادم میمونه! یادش بخیر ....محرم.....دهه اول.....دلتنگی من و فقط و فقط عزاداری کردن تو بدون هیچ تماسی با من و وبلاگ ساختن من .....
۱۱ مهر - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 17:52
بدجور هوست کرده ام... عین زن بارداری که ویارش کلافه اش کرده و تو دست نیافتنی هستی مثل هوس کردن یک گوجه سبز ترش در ۱۱ مهرماه! محمد جانم ۵ سال از روز اشناییمون گذشت .....
تورو خدا کمکم کن - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 17:10
سلام محمدرضا به مشکل خوردم . میشه کمکم کنی؟ برات یه پست موقت گذاشتم بخون لطفا
فقط یه سوال - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:20
بهم بگو کیه این دختره خوشبخت؟
1 سال گذشت - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
یک سال گذشت که رفتی..... پارسال همین موقع بود که رفتیرفتی سربازی اموزشی تو یه شهر غریب. تنها موندم از ابان تا اخر اذر ماه .یه روز قبل از شب چله اومدی عشقم سربازیش 1 سالش گذشت... چه بد فراموش شدی تو سارا..!
دلم دیگه گرم نیست - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
محمدرضاااا من فراموش شدم؟؟؟؟ این وبلاگ شده مایه عذابم! میتونی درک کنی؟ میخوام پاکش کنم محمد
عذاب نا تمام.. - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
خدایا این چه عذابیه؟؟! محمدم پارسال رو یادته؟؟!!!همین موقع هاااتو 29 اذر اومدی شب بود! تو قطار باهاتون حرف زدم با تو و داداش حمید.... صدای قهقهه های سرخوشانه ت تو گوشمه هنوز. چقدر خوشحال بودم که تموم شد این کابوس یزد رفتن!!!!! 30 اذر تا شب کلی حرف زدیم با هم.کلیییییی قلبای سیاه و روز شمردن های من ی
تولدت مبارک خوشکلترین خانوم دنیا - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
سارا خانوم سلام خوبی؟؟؟ان شاالله که خوب باشید همتون از یه اول بهمن برای امروز استرس داشتم تولدتتتتتت مبااااااااررررکککککککککک خدارو شکر این چهارمین سال تولدت بعد از منه دلم برات خیلی تنگ شده. یادش بخیر. ولی حتی یتولدت رو هم نتونستم رو دررو بهت تبریک بگم همیشه بهت فکر میکنم. به تو و محمدرضا وقتی بهتو
یه هدیه خوب... - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
باورم نمیشهههههه باورم نمیشه محمدرضا تو تولد من یادته هنوز؟شوک شدم به خدا ... ممنونم ازت .به خاطر همه چیز...همه چیز...همه چیز.... اره به قول تو 4 سال گذشت! بزرگ شدیم دیگه انگار! ولی من هنوزم مثل همون بار اول که دیدمت قلبم برات میتپه. سربازی داداش حمیدرضا باید این ماه تموم بشه ظاهرا... به سلامتی .......
سال جدید - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
سلام سارا خوبی یا نه؟حتما خوبی من حس میکنم تو و همه کسایی که دوستت دارن و دوستشون داری. امیدوارم همتون خوب باشید دیگه سال جدید داره میاد. دیشب 4 شنبه سوری بود. خیلی خوش گذشت. جای تو همیشه خالیه داشتم کلی با خودم کلنجار میرفتم که بیام یا نیام. دیدم اخرش که من دوباره میام چه کاریه بیام یه سری به اینجا
هرچی ارزوی خوبه مال تو - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
عیدت مبارک محمدم خودت میدونی که همیشه بهترینا رو برات خواستم و میخوام .ان شالله خدا موفقیت سر راهتون بزاره و بس! دنیا خیلی کوچیکه ...خیلی نامرده....خیلی پسته ولی قشنگی هم کم نداره . قشنگیاش سهم تو ... سارا
تولدت مبارک - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
سلام نمیدونی چقدر بی تابم محمدرضا...تولدته و من هیچچچ خبری ازت ندارم. اصلا میدونی چقدر دلتنگتم؟ تولدت مبارک عزیز دلم... یادمه اولین سال تولدت که با هم نبودیم ولی بهت پیام دادم 23 ساله شدی... یادش بخیر چه زود گذشت .. از قول من به داداش حمیدم تبریک بگو. ان شالله 100 ساله بشین بهترین دوقلوهای دنیا ... ...
شاید خداحافظی... - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:55
سلام محمد جانم خوبی اقا؟ چه میکنی با کارو سربازی؟هنوزم مثل قبل پرتلاشی و وقفه ناپذیر؟ان شالله که هر جا هستی و هر کاری که میکنی فقط و فقط تو دستای خدا باشی. نمیدونم چیزایی که تو ذهنمه رو چه جوری کنار هم بچینم تا بشه گذاشتشون اینجا! محمدم خسته ام... خیلی خسته.... شاید این خلاصه ی تمام حس و حالم باشه